انگار،تمام دردهای مزمن می روند به خوردِ جانِ زندگی ات..
+اولین نم نم باران پاییزی،امروز دشت شد.
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
میگم:و همه همین چرکتو میخوان..
میگه:میشه در مورد همین یه شعر گفت;)
میگم:آره مثلاً شروعشم اینجوری باشه که...
دستهای چرکت را
در دستهای بی چرک من بگذار
مرا هم آلوده خودت کن:))
می خنده ودیگه چیزی نمی گه.:)
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی